بابا كتاب رو كه آورد خونه و برد تو اتاق و درو بست ،شستم خبردار شد كه يه چيزيه كه نميخواد من بخونمش .اين بود كه در اولين فرصت رفتم سراغش .قبل از اون هم يكبار ديگه يه كتابي رو قايم كرده بود بي نتيجه.اين بار هم فايده اي نداشت .من استاد پيدا كردن سوراخ سنبه هاي خونه بودم. سال هاي آخر دبيرستان بودم و بابا فكر كرده بود كتاب جنجالي زنا .ن بدون. مرد.ان لابد مناسب من نيست.ولي من نوشته هاي شهرنوش پارسي پور رو خيلي دوست داشتم به خصوص طوبا و معناي شب رو. اون روزها با خوندن كتاب نميفهميدم چرا بايد يه زن يه نويسنده به جرم نوشتن يك كتاب بره زندان. امروز هم نميفهمم. مهم نيست.پريروز تكه هايي از فيلمش را همراه با مصاحبه با ش. پارسي پور ديدم. و بعد لينك دانلودش رو در وبلاگ سايه عزيز ديدم.بعد اون همه سال ياد آوري خاطرات گذشته دلچسب بود.كتاب رو بخونيد.زندگي چند زن در دوره كودتاي بيست و هشت مرداد و شرايط زندگي زنان اون دوره است(گرچه ظاهرا” خيلي هم فرق نكرده).حالا چرا داستاني كه در دوره پهلوي ميگذره در دوره جمهوري اسلامي بايد باعث ايجاد مشكلاتي براي نويسنده و جمع شدن نسخه هاي كتاب و ممنوع چاپ شدنش بشه ،خدا عالمه.
پ ن:راستي فيلم جايزه بهترين كارگرداني را از 66 جشنواره فيلم ونيز برده.
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « Oct | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | ||||