دنیای کوچک یک چلچله


18 دیدگاه

سپاس و تشكر

خانواده محترم فن:بروفن،ژلوفن،نوافن عزيز و جناب ادويل محترم بدين وسيله مراتب سپاس خود را بابت قابل تحمل كردن زندگي توسط شما ابراز ميدارم.

ارادتمند شما.پ


6 دیدگاه

گله گذاري

جده محترم ،حواي عزيز: نميشد كمي جلوي شكمت را نگه ميداشتي لب به اون سيبه نميزدي تا اينهمه سال ما دخترات ماهي يكبار تاوان كار تورو پس نديم ؟تازه اونهم براي يه سيب .حالا آناناسي موزي بود باز يه چيزي.


4 دیدگاه

شب زنده داری

چه شب بدی بود. آخر شبی لیالی چنان سرش خورد زمین که گفتم مغزش ترکید. خدا میدونه چه صدایی کرد. همه اش مونده بودم اگه چیزیش بشه در نبود «س» چیکار کنم. بس که وول میزنه.تا حالا هم هربلایی سرش اومده 12 شب به بعد بوده مثل اون بار که گوشه چشمش پاره شد.هربار که این بچه ها طوریشون شده صبحش چند تا موی سفید دیدم توی سرم. جدی میگم.تا صبح صد بار این طرف اون طرفش کردم ببینم سالمه یا نه.بمیرم آخرشبی ازش پرسیدم اسمت چیه. میخواستم ببینم حواسش درسته یا نه.با اون چشمهای پر اشکش نگام کرد و گفت ییالی. حتما» فکر کرده من سرم خورده زمین مامانم دیوونه شده.
پ ن: بیا دیگه دو تا جوونور را سپردی به من فکم را پایین آوردند به خدا.


5 دیدگاه

دزدی در روز روشن

اونوقتها که دانشجو بودم وقتی میگفتند مملکت گل و بلبل آی بهم بر میخورد انگار بهم حرف ناموسی زدند. کم کم که عقلم زیادتر شد دیدم نه بابا از گل و بلبل دو سه پله هم اونورتریم. صبح رفتم فیش مبایلم را گرفتم. شاکی بودم ازاینکه چرا این ماه که کم حرف زدم و کلی از وابستگیم را بهش کم کردم باز هم پنجاه تومن پولش اومده .همینجوری یه نگاه بهش انداختم دیدم کلی هزینه smsداره حساب کردم دیدم نه درسته مال اون ایامه که smsهنوز حلال بود.بعد دیدم یه ده تومنی پول خارج اومده که خب حرف زده بودم با برادر همسر گرامی.زیرش برام خدمات ویژه زده بود 1200 تومن. پرسیدم این چیه ؟فرمودند محدودیت مکالمه. سر در نیاوردم ولی روم نشد بپرسم فقط گفتم من که تقاضا نداده بودم .فرمودند لابد صاحب قبلی داده!!گفتم نه خط از اولش دست خودم بودم .رومو سفت کردم وپرسیدم یعنی چی؟گفتندیعنی شما درخواست دادید که با این خط نتونید با خارج صحبت کنید. مغزم سون کشید. گفتم یعنی چی؟ پس این ده تومن پول خارج از کجا اومده؟آقا خنده فرمودند.
یایا این دیگه نوبره.دزدی در روز روشن.1200 تومن من را نکشته.فقط حساب کنید تو این 4-5 سال هر سال 12 ماه هرماه 1200 تومن من و شما بدیم تا آقایون هم پولمون را بگیرند هم هروقت عشقشون کشید مبایلمون را قطع کنند هم هرجا صلاح دونستند خدماتشون را پس بگیرند و هم به ریشمون بخندند.تصمیم قاطع گرفتم این مقدار وابستگیم را هم به مبایلم قطع کنم.مگه اون وقت که مبایل نبود مردم زندگی نمی کردند که حالا از نون شب واجب تر شده؟ وقت کردید یه نگاه به فیش هاتون بندازید ببینید شما چی کشف میکنید؟


10 دیدگاه

اسمون امشب

چه رعد و برقي ميزنه. خونه ميلرزه. كاش آسمون كمي بباره كه واقعا» نياز داره اين شهر و آدمهاش به كمي لطافت.هيچ چيز هم مثل بارون نميتونه لطافت،محبت و شادي را به آدم يكجا بده. كاش بباره كه بدجوري نيازمند همه اينها هستيم.كاش بباره…


5 دیدگاه

اين هم چند تا عكس كه براتون ميگذارم:

1-فكر كنيد صبح چشمتون را باز كنيد و اين منظره را ببينيد.روحتون زنده ميشهDSC00454

2-DSC00405

3-DSC00373

4-DSC00371

5-اينهم دختركمونDSC00389

6-ونماي ورودي شهركDSC00391


7 دیدگاه

شارژمون پره

راستش مي خواستم طولاني بنويسم ولي پشيمون شدم.چرا شما بايد سفرنامه من براتون جالب باشه.مثلا» اينكه بدونيد رفتن چي شد يا اونجا هوا چطور بود يا اينكه برگشتن داشتيم ميرفتيم ته دره نبايد براتون جذاب باشه بنابراين خلاصه ميكنم.
اول اينكه مرده شور مخترع مبايل را ببرند كه از لحظه اي كه از تهران خارج شديم يك روند آقاي همسر تلفن كاري داشت و فكرش را بكنيد توي تموم پيچ هاي چالوس ايشون با يه دست رانندگي كردند چون هندزفري هم يادشون رفته بود.و البته به همت برادران گرامي مخابرات سرتاسر جاده چالوس نقطه كور نداشت!
دوم اينكه رفتيم يه جاي عالي .شهرك باران سبز در كلاردشت كه امكانات خيلي خوب و منظره فوق العاده اي داشت.همينجا هم براشون تبليغ ميكنم چون واقعا» خوب بود اونطرفي رفتيد به اين شهرك سر بزنيد.حتي در فصل سرما چون امكانات گرمايي خوبي دارند.
واما بعد :عاشق اين مردمم.شنيده بودم ولي تا خودم نديديم باورم نشد.توي جاده برگشت تا تونل كندوان شاهد مناظر خيلي زيبايي بوديم.نه مناظر طبيعي منظورم نيست.نود درصد ماشينها ظاهرا» به شدن تحت تاثير سبزي محيط اطراف قرار گرفته بودند وبنابراين با نوارهاي سبز وچراغهاي روشن و بوق والبته با علامت پيروزي با هم ارتباط برقرار ميكردند.وكلي شعف و شور در همه ايجاد شده بود.البته دقيقا» بعد از تونل كندوان همه چيز مثل زمين اين طرف خشك و دلمرده شد.مخصوصا» وقتي موتور يكي از برادران گرامي بعد از تونل ماشينها را دنبال ميكرد و معلوم نبود دنبال چي ميگشت،اونهمه شور و شادي خفه شد و ما به تهران مرده و گرم و افسرده برگشتيم!
در آخر به لطف تكنولوژي و البته گوگل ريدر تمام نوشته هاي دوستان گرامي را از طريق مبايل دنبال كردم ولي همين تكنولوژي بس بود چون هركاري كردم خودم نتونستم آپ كنم(بازهم بگيد تكنولوژي بده)
و بالاخره اينكه فعلا» تا حدودي باطريم شارژه.البته تا كي بگذارند شارژ بمونه نميدونم چون تقريبا» اين دو سه روز از همه چي بيخبر بودم تا كي اخبار رو سرم هوار بشه..


4 دیدگاه

رفتيم و…برگشتيم

سلام سلام اومدم ممنون از اينكه نگرانم بوديد.جاي شما خالي يه سه روزي رفتم سوييس!!الان مثلا» براتون كلاس گذاشتم ولي واقعا» اونجايي كه بوديم با سوييس فرقي نداشت. هواي خوب. مناظر سرسبز. تلويزيوني كه كانال سه سر فوتبال قطع شد! و خلاصه گاو و گوسفند ومه و اكسيژن و آرامش! الان نهار اين ايل قحطي زده را بدم ميام براتون مفصل تعريف ميكنم…
پ.ن:اينهايي كه بالا گفتم زياد مهم نيست اگه تو صحراي آفريقا هم باشي و دموكراسي برقرار باشه اونجا سوييسه.
پ.ن: خيلي خوب. رفته بوديم كلاردشت.
پ ن:فعلا»


15 دیدگاه

اندر حكايت مجلس پرسه تازه در گذشته.

چند بار براتون پيش اومده رفته باشيد مسجد براي بزرگداشت و مراسم كسي. هردفعه وقتي بيرون مياييد همه از دست جناب سخنران شاكيند كه چقدر چرت و پرت گفته.ولي سخنران ديروز مراسم مادر بزرگ من چرت و پرت نمي گفت مزخرف ميبافت.يا به قول عزيزي ذرت پرت ميكرد. يه جا اون وسط ها كه داشت درباره تقوا حرف ميزد يكهو جوگير شد و گفت مثلا» اگه كسي تقوا داشت در انتخابات گذشته بايد ميفهميد كه به كي راي بده.من كه نيم خيز شدم تا اگه يه كلمه ديگه درباره انتخابات حرف زد پاشم برم بيرون. ولي خب به همين گفته بسنده كرد و ما هم به ياد شاعر افتاديم كه ميگفت هركسي از ظن خود شد يار من!! و گذاشتيم پاي منتخب خودمون.اما كلا» مونده بوديم در باب ربط گودرزي و شقاقي باهم.بعد هم بي توجه به اونهمه تركي كه گوش تا گوش مجلس نشسته بودند پرسيد نميدونم تو اين مجلس ترك هست يا نه؟!! و مطلبي را از همشهريان تعريف كرد كه من هرلحظه منتظر بودم خين و خين ريزي راه بيفته. خدا رحم كرد كه همشهريان محترم را روزه برده بود و داشتند چرت ميزدند والا عمامه ايشون را دور گردنش مينداختند.
اصلا» من نمي فهمم اين چه رسميه كه يكي كه اصلا» شناختي از متوفي نداره را بنشونند بالاي مجلس تا يك مشت اراجيف تحويل مردم بده.كي ميخواهيم يه تغييري در رسوم مزخرفمون بديم؟