دنیای کوچک یک چلچله


8 دیدگاه

براي تو

صدا كن مرا

صداي تو خوب است.

صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن ميرويد.

بيا تا برايت بگويم كه تنهايي من چقدر بزرگ بود.

و تنهايي من شبيخون حجم تورا پيش بيني نميكرد.

براي عزيزترينم ،تولدت مبارك.

Advertisements


5 دیدگاه

يه پنج شنبه ارديبهشتي

اگه تونستيد حدس بزنيد توي يه همچين هواي ملسي اونهم وقتي پنج شنبه باشه(براي من پنج شنبه هميشه يه روز خاصه. عاشقشم) والبته يه پنج شنبه تو زيباترين ماه سال ،كجا بايد رفت؟چي؟ دربند؟ دركه؟ خب آره يه جورايي اين جاها هم خوبند. ولي اگه ميخواهيد حواس پنج گانه تون _5 تا ست ديگه .نه؟ يه لحظه شك كردم!_حظ وافري ببرن ،پاشين برين تجريش. بازار قديم .تكيه.واي كه تمام رنگهاي دنيا چشمت رو نوازش ميده و بوهايي كه گاهي مطبوعه مثل بوي توت فرنگي و گاهي مثل بوي سير باعث ميشه دماغت رو جمع كني و بوي والك تازه كه چشمتو ميسوزونه.خوب كه گوش بدي زير همهمه و صداها بادمجونه داره باهات حرف ميزنه و گاهي چشمك ميزنه كه نميدوني از من چه خورش بادمجوني درست ميشه. منو بخر! وديگه از سبزي ها و گوجه و خيار و بقيه چي بگم ،كه وقتي دست ميكشي رو پوستشون هنوز گرماي خاك رو دارن و پوستتو نوازش ميدن.بعد هم صداي ريزش بارون روي سقف تكيه و بوي نم خاك.

جاتون خالي من امروز اونجا بودم.الان سرشارم از طبيعت.


11 دیدگاه

برج سرطان

شما رو نميدونم ولي من به طرز احمقانه اي به ماه تولد و طالع بينيش اعتقاد دارم . از بقيه خبر ندارم ولي فكر كنم نويسنده و خالق طالع بيني من را گذاشته جلوش و نشسته تمام خصوصيات زن تير ماه را از روي شخصيت من نوشته.مثلا» موارد زير از اون  شبيه ترين هاست «:او از انتقاد به شدت نفرت دارد و به معايب خود كمتر گردن مي نهد و پذيرا مي شود.در عرض ماه سه چهار مرتبه بد خلق و خوش خلق مي شود و گاهي قهر مي كند و در لاك خود فرو مي رود.» و يا » پيش بيني اخلاق و رفتار دختر تير ماه درست مثل اين است كه بخواهيد هواي دو ماه ديگر را امروز پيش بيني كنيد.» همچنين «به گذشته ها علاقه زيادي دارد و اشياء كهنه و قديمي را با ولع خاصي نگاهداري مي كند، به نحوي كه اگر شما بتوانيد اسباب و اثاثيه خصوصي او را بگرديد،‌با كمال تعجب چيزهاي كهنه اي در آنها پيدا مي كنيد كه سال ها از عمرشان گذاشته است: بلوزي كه از مد افتاده است، گيره مويي كه چندين سال قبل از كنار دريا خريده شده و حتي يك بار هم مورد استفاده قرار نگرفته، جوراب پاره اي كه ده سال پيش آن را مي پوشيد و به كوهنوردي مي رفت و قاب عكس شكسته اي كه روز گاري عكس پدر بزرگ در آن بود.»  و اين يكي كه واقعا» ردخور نداره(باور كنيد من از حال و هوام ميفهمم ماه تو آسمون كامله يا نه!) «تغييرات خلق و خوي زن متولد تير ماه در شب هاي مهتابي شگفت انگيز است. در مدتي كه ماه در آسمان شب به شب كوچكتر و هلالي تر مي شود، او تبديل به دختري خجول و سر به زير مي گردد كه شرم و حياي بي حد و حصرش موجب تعجبتان خواهد شد.اما همين دختر خجالتي و منزوي در طي دو سه شبي كه ماه قرص كامل دارد، قابليت هاي شگفت انگيزي از خود نشان مي دهد.» و البته» او از يك ترس موهوم نهاني رنج مي برد،‌ترس از اينكه نكند زيبا نباشد،‌ترس از اينكه نكند جذاب نباشد، ترس از اينكه دارد جواني را پشت سر مي گذارد، ترس از اينكه پا به سن گذاشته چنانكه بايد و شايد مورد احترام قرار نگيرد و رويش حساب نشود و او ولو اينكه هيكلي مانند ونوس، صورتي بسان قرص قمر و مغز متفكري شبيه ابن سينا داشته باشد، باز از چنين واهمه اي در نهاد خويش رنج مي برد.»و اين آخري ،فكرش رو بكنيد دلم براي كسانيكه مجبور به تحمل من هستند واقعا» ميسوزه «خلق و خوي او لااقل ماهي چهار بار تغيير كلي پيدا مي كند و اين تغييرات همزمان با تغييرات ظاهري شكل ماه است. علاوه بر اين روزي دو بار هم تغييرات مزبور نيز متناسب با جزر و مد درياست.» حالا همه اينها رو گفتم  ولي چه فايده كه اصل كاري درست از آب در نيومده  . آخه تو طالع بينيم اومده راه پول جمع كردن را بسيار خوب بلد است و با اين خصلت خود مشاور مالي بسيار بزرگي است!! اين يكي متأسفانه هيچ جوري در مورد من درست نيست. يعني اگه يه ميليون پول تو جيبم باشه شب همونقدر برام مونده كه هزار تومن داشته باشم و هردو مورد هم البته مصداق جمله:والله بي رودرواسي،جيب ما پاكتر از ريش شماست،دريغ از يك پاپاسي!. حالا دوستان عزيز اگه كسي اينجا هست كه راه پول جمع كردن رو بلده دبه ما هم ياد بده ثواب داره به خدا.

پ ن:راستي امشب ماه كامل بود. فوق العاده زيبا. كدومتون ديدينش؟


4 دیدگاه

در بزرگراه

در چمران به طرف شمال حركت ميكنم. ساعت حدود يازده است.از صبح زود پشت ماشينم و خستگي هم به خواب آلودگي اضافه شده. دوتا ماشين جلوتر پرايد سفيد توجهم رو جلب ميكنه. يه دست مردونه  پشت راننده از ماشين بيرون اومده و با جديت مشغول رقصه. حركات دست موزون و هماهمنگه جوري كه فكر ميكني نكنه خرداديان داره توي ماشين ميرقصه.كمي ماشين رو جابجا ميكنم تا بهتر بتونم توي پرايد را ببينم. پنج نفر توي ماشين نشسته اند.همه مرد.از پشت سر نمي توني سنشون رو تشخيص بدي.دست هنوز بدون خستگي مشغول حركات موزونه.خنده ام ميگيره.سعي ميكنم به ماشين جلويي برسم تا قيافه صاحب دست را ببينم.پرايد به طرف شمال ميره و من به ناچار وارد حكيم ميشم.ضبط ماشين شروع به پخش آهنگ بيلي جين مايكل جكسون ميكنه.ناخودآگاه شروع به زمزمه آهنگ ميكنم.گاهي هم اون وسط به راننده جلويي كه راه نميره غر ميزنم . سر راننده عقبي كه راهنماي من رو نديده و داره با بوق خودكشي ميكنه دادميزنم مگه كوري؟نميبيني راهنما رو؟ و باز به آرومي شروع به زمزمه آهنگ ميكنم.حالا ديگه پاها هم شروع به حركت كردند و روي ترمز و كلاژ و گاز براي خودشون مشغول رقصند. لرزش هاي آهسته ماشين رو كه به خاطر ترمز و گاز هاي مكرره را حس ميكنم. من و ماشين داريم با هم ميرقصيم. گاهي هم با دستهام روي فرمون ماشين ضرب ميگيرم.ماشيني از كنارم سبقت ميگيره و چند ثانيه با تعجب بهم نگاه ميكنه. بهش لبخند ميزنم و ياد دستي ميافتم كه ميرقصيد. آهنگ تموم شده. هيچ اثري از خستگي و خواب آلودگي در من وجود نداره. گاز ميدم و با سرعت ميپيچم طرف همت.


3 دیدگاه

يك كتاب دوست داشتني،يك فيلم دوست نداشتني

چقدر كتاب زنان _بدون _ مردان پارسي پور را دوست دارم و از اون بيشتر طوبا و معناي شب را. چقدر ديدن نسخه ناقص و بدلي كه از روي كتاب ساخته شده و ديشب ديدمش اعصابم رو خورد كرد. چرا فكر ميكنيم حتما» ميتونيم يك كتاب رو به فيلم در بياريم. نويسنده كه در كنار كارگردان حضور داشته چطور اجازه داده كه اينطور اثرش مثله بشه و دم بر نياورده.به چه قيمتي؟ ديده شدن كتابي كه چاپش اونطور سروصدا به پا كرد؟ يعني تنها ديده شدن ارزش نابود كردن يك كتاب رو داشت؟اين سوالات را ديشب كه فيلم را ديده بودم نمي تونستم جواب بدم.امروز هم همينطور. به نظرم جايزه اي كه فيلم گرفت هيچ ربطي به كتابي كه دوست داشتم نداشت چون فيلم فقط يك برداشت سطحي و شخصي از كتاب بود.در واقع فيلم بيشتر از اينكه راوي سرگذشت مونس و فائزه وزرين باشه روايتي از روزهاي سال سي و دو و حوادث اون سالها بود.حتي شخصيت ها هم اونطور كه گمان ميكردم نبودند.فقط اميدوارم نويسنده اجازه نده كه اين بلا سر طوبا و معناي شب بياد.لطفا» بگذاريد طوبا و معناي شب تنها مكتوب بمونه. اصراري براي مصور كردنش نداشته باشيد.لطفا».
توضيح :اشتباه نكنيد فيلم صحنه هاي جذاب و زيبا هم داشت ولي در مجموع به نظر من با توجه به كتاب صادق نبود.