دنیای کوچک یک چلچله

دلم ميخواست

8 دیدگاه

باور كنيد اصلا» نميخوام غر بزنم.اين روزها همه اينقدر كسل و بي حوصله هستند كه كسي حوصله شنيده نق ها و ناله هاي ديگران رو نداره.بنابراين اين پست اصلا» ابراز ناله و غم و غصه نيست فقط چيزاييه كه اين روزها خيلي بهشون احتياج دارم:اينكه وقتي ميرم توي وبلاگ افراد مختلف ،مردم مثل سگ و گربه به جون هم نيفتاده باشن. تا يه عقيده اي رو ميگي صد نفر با اسامي مختلف!نيان و دهنتو سرويس كنند كه چرا فلان گفتي و .. بعد هم بخوان با همين ادبياتي كه اين روزها به لطف مسئولين شده ادبياتمون و  هرچي لايق خودشونه بارت كنند كه چرا نظرت مخالفه. چرا اصلا» نظر داري. مگه تو آدمي؟_بديش اينه كه پارسال اين موقع هممون آدم بوديم نظرمون رأيمون ارزش داشت!حماسه ساز بوديم و .. بعد طي بيست و چهار ساعت ناقابل مگس شديم .سوسك شديم پشه شديم. خس و خاشاك شديم .فقط كسي بهمون نگفت خر.اونهم چون خر بوديم والا بعد اينهمه سال باز عين اون پينوكيوي گوساله گول روباه مكار و گربه نره رو نميخورديم._(اي بابا اومدم يه چيز ديگه بنويسم. اصلا» نميدونم چه مرگمه كه اين روزها به يه چيز ديگه فكر ميكنم و يه چيز ديگه ميگم. اين ديگه از اين شاخه به اون شاخه پريدن نيست. از اين درخت به اون درخت رفتنه)

برميگردم به چيزايي كه اين روزا دلم ميخواد: اينكه رولينگ يه دنباله بنويسه براي هري پاتر. به شدت به جادو احتياج دارم. جادوي خونم بدجوري اومده پايين.اينكه يه فيلم ببينم مثل lake house يا holidayبه شدت به يك فضاي عاشقانه و رمانتيك نياز دارم. از اونhappy endها.كه وسطش حس كنم خودم جاي هنرپيشه اولم كه وسط يه گرداب عشقي باحال گير كرده. اينكه فكر امتحان بچه ها و مريضيشون و كلاسهاي تابستوني  و شام و نهار و هزار تا كوفت و زهرمار ديگه نباشم.شب وقتي ميخوابم عذاب وجدان نداشته باشم كه واي به بچه ها سر نزدم و روشون رو ننداختم و ويپ رو روشن نكردم و تا صبح پشه ها هلاكشون كردن. بخوابم يه كله بدون ترس از اينكه نكنه ساعت زنگ نزنه و خواب بمونم  .صبح يازده پاشم و يه نيم ساعت هم جلوي تلويزيون خوابم دم بكشه و هيچ كس هم توي تلويزيون نصيحتم نكنه و مزخرف به خودم نده.فقط موزيك باشه وموزيك. دلم ميخواد…دلم خيلي چيزاي خوب ميخواد ولي از همه بيشتر دلم ميخواد مثل پارسال اين موقع من ،تو هيچ كدوممون ندا و سهراب و محسن و بقيه عزيزان رو نميشناختيم.هيچ كس نميشناختشون و الان پيش خانواده هاشون بودند.بدون اينكه كسي بشناسدشون. تموم دنيا درباره اشون حرف بزنه و توزيباترين سالهاي زندگيشون زير يه خروار خاك باشن.دلم ميخواست تو خيابون ندا رو ببينم كه از كنارم رد ميشه و من با خودم فكر كنم چه خنده قشنگي داره… نه اينجا ديگه جادو هم كاري نميتونه بكنه.

Advertisements

نویسنده: parastookesefid

لونه من قبلا" اينجا بود:parastookesefid.blogfa.com

8 thoughts on “دلم ميخواست

  1. Rmember Me رو ببین پرستو
    آخرش شوکه ات می کنه… اما عجب عاشقانه ایه!
    من خیلی خوشم اومد

    • آخ عزيز دلم . خوب شد اومدي دلم براي ديدن عكس خوشگلت تنگ شده بود. مخصوصا» كه توييت هات هم به روز نميشد.ميگيرم و حتما» ميبينمش.تو و خاليوود بدجوري بد عادتمون كردين به ديدن فيلمهاي خوب. مثل اينكه با نبودنش فيلم خوب هم نيست ديگه.

  2. ای گفتی رولینگ… 😦

  3. یه فیلم For Neda تو یوتیوب هست… تمام دبختی های دنیا رو یادت میندازه.. راجع به نداست و شهره آغداشلو تعریفش می کنه… همون عاشقانه رو ببین البته.. دیوونه می شه آدم وقتی میبینه چقدر بدبخته که بالادستیاش اینان و تو هم باید بله چشم قربان گو باشی!!! فکر میکنی دختر شاه پریون یا سامانتا هنوز باشن ؟!! از هری پاتر نمی تونی کمک بگیری؟

    • فيلم رو ديدم و اشك ريختم و ريختم.من نمي خوام هيچ ندايي فداي آزادي من بشه.من ندا رو كنار مادرش ميخوام. زنده. كه داره ميرقصه و جووني ميكنه.توي دنياي بدي هستيم فعلا» ولدمورت_لرد سياه_قدرتش از هري پاتر بيشتره.

  4. اگه بدونی… چند وقته شبا که می خوام بخوابم یه رویا دارم> اینکه یه روز یه قدرت جادویی داشته باشم. اونوقت چی می کنم… تو هم شبا با این رویا بخواب مثل من خوابای خوب خوب می بینی. خلاصه رویای من اینه که: هیچ بدی ای تو ایران نمی مونه و مردم بالاخره بعد از دهه ها می تونن خوش و خرم و در صلح زندگی کنن و چپ و راست پیشرفت کنن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s