دنیای کوچک یک چلچله

من آشپز

3 دیدگاه

به شهادت خواهر همسر من میتونم سریعترین آشپز دنیا باشم.کلن اینجوریه که تا به دقیقه نود نزدیک نشم نمیتونم کارمو درست انجام بدم. مثلا حتا اگه ساعت شیش هم از خواب بیدار شم امکان نداره بتونم زودتر از دوازده تصمیم بگیرم چی بپزم.بعله،درست متوجه شدید تازه ساعت دوازده مغزم شروع به تصمیمی گیری  درباره غذایی میکنه که قراره ساعت یک و نیم خورده بشه.و اشتباه هم نکنید قرار نیست این دقیقه نودی بودن باعث بشه که غذا سمبل بشه.اون شهادتی هم که اول پست نوشتم مال اون روزی بود که یه ربع به دوازده به خواهر همسر زنگ زدم که نهار بیا خونه ما بعد که پرسید چی دارید گفتم میخوام خورش بادمجون درست کنم و مدیونید اگه فکر کنید بادمجون تو خونه داشتم.حاشا و کلا.و اونروز که سر ساعت یک و نیم سر میر نهار میخوردیم خواهر همسر اذعان کرد باور نمیکرده امروز نهار تا چهار بعداز ظهر وصال بده بهمون.

 اما اینا همه مقدمه بود که بگم  بعد قریب پونزده سال دیروز که من ساعت یک رسیدم خونه بدون نهار و هیچی و همسر زنگ زد که دارم میام خونه و نهار چی داریم و من با روی خوش که زود بیا منتظرم،طفلک فکر کرده بود نهار املت داریم و باورش نمیشد وقتی خورش آلو با مرغ و سیب زمینی سرخ کرده رو گذاشتم جلوش.

امروز طاقت نیاورد بالاخره ،میگه من بدونم تو چه جوری نیم ساعته خورش و برنج می پزی اونم جا افتاده.من لبخند میزنم در حالی که یواشکی با دستم چوبدستی جادومو که تو جیب شلوارمه نوازش میکنم

نویسنده: parastookesefid

لونه من قبلا" اينجا بود:parastookesefid.blogfa.com

3 thoughts on “من آشپز

  1. خوب بگو ما هم یاد بگیریم خسیس نباش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s