دنیای کوچک یک چلچله


بیان دیدگاه

گور بابای نوستالژی یا چگونه نوستالژی به ما فهماند زندگیمان را روی گا بنا کرده بودیم!

رفته بودم خرید که یهو دیدم سوپر سر کوچه از اون چیپس قدیمیا آورده. از همونا که توی زرورق بود و بالاش با یه مقوا و دو تا منگنه بسته شده بود و نه تاریخ تولید داشت و نه تاریخ انقضا و نه هیچ کوفت دیگه ای.چ. از همونا که رد روغنش رو حتا از روی زرورق هم میتونستی ببینی.چیپس استقلال!یهو پرت شدم به سالهای خیلی دور. اینقدر دور بود که به نظرم تو مایه های عصر حجر رسید یکی خریدم و اومدم تو ماشین.سهیل پرسید چشات چرا برق میزنه.گفتم بیا یه نوستالژی خریدم.پرسید چی چی خریدی؟گفتم نوستالژی و بسته چیپس رو کشیدم بیرون.فکر کنم اونم یهو پرت شد تو زمان.مث دو تا بچه دبستانی همونجا درشو باز کردیم و شروع کردیم به خوردن نوستالژی.بعد گفتیم بذار یک کم هم ببریم برای پسرمون که اونم یک کم حال و هوامونو درک کنه.تو خونه پسره رو صدا زدیم و کلی براش تعریف کردیم و چیپس و دادیم بهش.گذاشت دهنشو هنوز نرفته بود پایین شروع کرد به غر زدن که این چیه و چقدر چربه و چرا نمک نداره وکلن گه زد به نوستالژیمون. یادمون نبود که اینا با چیپس پرینگلز و لیز و نهایتن کرانچیپس نمک دریایی بزرگ شدن ،نوستالژی چی میفهمن چیه!ته بسته چیپس رو خودمون بالا آوردیم.

فردا سهیل اومد خونه و گفت بیا بازم نوستالژی خریدم.نشستیم که بخوریم دیدیم چرا نمک نداره.اه چقدر هم چربه.وای چقدر سنگین شدیم.رومون نمیشد بهم بگیم نوستالژی چه مزه مزخرفی داره.یک کم سس ریختیم روش بدتر از قبل شد طعمش.یه کاسه ماست آوردیم و کلی نمک زدیم تا تونستیم نوستالژی استقلال رو با ضرب نمک و ماست بخوریم.

دیروز با سهیل اتمام حجت کردم.نوستالژی ممنوع.خوشت میاد یادت بیاد که تو چه دوره مزخرفی زندگی کردیم .که منتظر مسافر مکه بودیم که برامون سوغات موز بیاره یا دایی و عمویی که برامون عروسک باربی بفرسته .یا کیت کتی بخوریم که تو دهنمون میماسید وحتا کره  صبحانمون که باید با یه بسته ماش و دو تا بسته لپه میخریدیم!خوشت میاد بفهمی همین چیپس استقلال رو باید با ماست پر نمک یا موسیر میخوردیم تا طعم بگیره و الان وسط بسته های رنگ و وارنگ مز مز و چی توز و کرانچیپس ها برامون بشه نوستالژی…

امروز از جلوی سوپر که رد شدم نوستالژی ها بهم چشمک میزدم رومو برگردوندم تا چشم بهشون نیفته.هیچ دلیلی نداره یه بسته چیپس اونم بدون تاریخ تولید و انقضا بهم یاد آوری کنه که تویه دوره ای از زندگیمون در گا زندگی میکردیم و…ظاهرا» دوباره داریم به همونجا هم بر میگردیم

Advertisements