دنیای کوچک یک چلچله


بیان دیدگاه

قهوه

تنهایی نشستن و قهوه خوردن خیلی سخته.وقتی تنهایی میخواهی قهوه بخوری باید اسپرسو سفارش بدی.تک شات یا دبل شاتش بستگی داره به اینکه چقدر احساس تنهایی بکنی تلخی قهوه ات هم به اندازه تلخی تنهاییته ،گاهی ممکنه تو جمع باشی و اسپرسو سفارش بدی اونوقته که دیگه واویلاست.

Advertisements


بیان دیدگاه

برای دخترکی که همیشه هفت ساله باقی خواهد ماند

دخترک، هم کلاسی دختر من بود.سه ماه تابستون لیالی گاه و بیگاه یادش میکرد.از عقب موندنش تو درسها ،از سیلی که از معلم خورده بود، از رفوزه شدنش تو کلاس اول ، از نبودنش تو جشن الفبا ،از عوض کردن مدرسه و رفتن به یک مدرسه دیگه.و من سه ماه بود که فکر میکردم دخترک چقدر غصه میخوره وقتی مدرسه ها باز بشه و مجبور باشه دوباره بنویسه بابا آب داد و دو را با دو جمع بزنه.ومن نمیدونستم که دخترک سه ماه قبل ،قبل از همه امتحانات کشته شده.قبل از اینکه حتی بفهمه وقتی پدرش یک زن دیگه داره و توی خونه همیشه جنجال برپاست چرا اونه که باید تاوانش رو بده و بمیره.و تواین سه روزی که فهمیدم قلبم درد میکنه و غم تمام عالم رو شونه هام سنگینی میکنه واشکهام بی هوا سرازیر میشن و دلم میخواد همه کسانی را که میگن طفلک راحت شد بزنم و همه آدمهایی را که برای چزوندن یک زن، یک مادر جون دخترک هفت ساله اش را میگیرند زیر پا له کنم.سرشارم از یک خشم حیوانی برای همه کسانی که میتونند کاری بکنند تا مهدیه با اون چشمهای معصوم زیر خاک بره به هر دلیلی.وچشمهای مهدیه کابوس این شبهای منه و شبها دقایق طولانی بالای سر لیالی در خواب می ایستم ونگاهش میکنم و نمیتونم درک کنم مادر مهدیه چه خنجری توی سینه اشه …

ودخترک من و دوستهاش هرگز نخواهند فهمید که همکلاسیشون چرا ناگهان رفت چون ما آدم بزرگها در دروغ گفتن نابغه ایم و هنرپیشه های خوبی هستیم و بچه هامون را هم دروغگو و هنرپیشه بزرگ میکنیم و میگذاریم تا ابد فکر کنند دوستشون رفوزه شد چون این خیلی برامون راحت تره تا براشون توضیح بدیم که چرا مهدیه به جای اینکه توی مدرسه پشت نیمکت بشینه و دیکته بنویسه زیر خاک خوابیده و حالا دیگه دغدغه دیکته و ریاضی را هیچ وقت،هیچ وقت نخواهد داشت…