دنیای کوچک یک چلچله

ترسها

بیان دیدگاه

دست من نیست .تنم رو به آب میدم و شنا کنان به دریا میزنم؛ بعد ناگهان می ایستم ،هراسی تمام وجودم رو پر میکنه که اگه کوسه ای با ارتعاش موجهایی که من ایجاد کرده ام به طرفم بیاد چه باید بکنم .از اینجا به بعد فلج میشم فقط میخوام برگردم طرف ساحل اونهم درحالی که نیم نگاهی به پشت سرم دارم که شاید اون باله وحشتناک زیر نور خورشید برق بزنه و من ببینمش.حالا هزار نفر هم بیان و توضیح بدهند که کوسه سفید تو آبهای خلیج فارس وجود نداره،اصلن محل زندگیش نیست ،کوسه های جنوب هم تدمخوار نیستند پس این چه ترسیه؟
من به این فکر میکنم که شاید یه روزی یه جای دنیا یه کوسه سفید دلش خواست از محیط زندگیش بزنه بیرون و دور دنیا بگرده.حتا احساس کرد از آبهای گرم و نقره ای اینجا خوشش میاد و خواست تو خلیجمون زندگی کنه .والا کوسه است دیگه .آدمها به دلایل خیلی ساده تری زندگیهاشون روترک میکنند وهمه چیز رو تغییر میدن؛ چرا باید از یه کوسه سفید بزرگ انتظار بیشتری داشته باشیم؟

Advertisements

نویسنده: parastookesefid

لونه من قبلا" اينجا بود:parastookesefid.blogfa.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s